
من شر الوسواس الخناس الدی یوسوس فی صدور الناس . من الجنة و الناس.
از شر عواملی پنهان و آشکار - دستها و دستگاهها که مغزشویی می کنند یعنی مغز آلودگی - و افکار و ایمان و هدف و ارزشها و آگاهیهای مردم را و احساسات پاک و انسانی مردم را منحرف می سازند و در درونها وسوسه ی شوم تبلیغاتی و تلقینانی می دمند و آنها را فرهنگ زدا و پوک و آلوده می سازند ! پناه بردن به خدا که ملک او مردم است از خطر " خناس " !
بدین ترتیب روشن می شود که این کتاب (قرآن ) کتابی است مذهبی . یعنی راه و طریقتی می نماید - راهی که یک سر به مردم دارد و سری به خدا . و مگر نه در جهان بینی اسلام - مردم از خدایند و به سوی او نیز بازمی گردند ؟ و مگر نه در جامعه خدا در کنار مردم است و در برابر دشمنان مردم ؟ همین که کتاب را می گشاییم با نگاهی ساده به ابتدا و انتهایش - متوجه این مساله می شویم که اصلا اسلام تمام تکیه اش روی کلمه " الله " و کلمه " الناس" - مردم - بدون هیچ توجهی به رنگ و نژاد و شکل و طبقه - است .
" دکتر علی شریعتی - م .آ.۲۶ "